تبليغاتX
باران عشق
 عشق با يك لبخند شروع مي شه، با يه بوسه رشد مي كنه، و با اشك تموم مي شه. روشن ترين آينده هميشه روي گذشته فراموش شده شكل مي گيره. نميشه تا وقتي كه دردها و رنجها رو دور نريختي، توي زندگي به درستي پيش بري.


• وقتي به دنيا اومدي تو تنها كسي بودي كه گريه ميكردي و بقيه ميخنديدن. سعي كن يه جوري زندگي كني كه وقتي رفتي، تنها تو بخندي و بقيه گريه كنن.


• آرزو مي كنم به اندازه كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي، به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آبان 1384ساعت 2:31  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

• آرزو مي كنم به اندازه كافي شادي داشته باشي تا خوش باشي، به اندازه كافي بكوشي تا قوي باشي، به اندازه كافي اندوه داشته باشي تا يك انسان باقي بموني و به اندازه كافي اميد تا خوشحال بموني.


• هميشه خودتو بجاي ديگران بگذار، اگر حس مي كني چيزي ناراحتت مي كنه، احتمالا ديگران رو هم آزار مي ده.


• شادي براي اونايي كه گريه مي كنن و صدمه مي بينن زنده است. براي اونايي كه دنبالش مي گردن و اونايي كه امتحانش كردن. چون فقط اينها هستن كه اهميت ديگران رو تو زندگيشون ميفهمن

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 6:30  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

• در عرض يك دقيقه ميشه كه يك نفر رو خرد كرد، در يك ساعت ميشه يكي رو دوست داشت و در يك روز و يك روز ميشه عاشق شد ولي يك عمر طول مي كشه تا كسي رو فراموش كني.


• دنبال نگاهها نرو، چون ميتونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول ميكنه دنبال كسي كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد. كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه.


• دقايقي تو زندگي هستن كه دلت براي كسي اونقدر تنگ ميشه كه ميخواي اونو از رويات بيرون بكشي و تو دنياي واقعي بغلش كني.


• رويايي رو ببين كه ميخواي. جايي برو كه دوست داري. چيزي باش كه ميخواي باش كه ميخواي باشي. چون فقط يك جون داري و يك شانس براي اينكه هر چي دوست داري انجام بدي.


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 16:35  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

سلام دوستان - من چون اين سه تا خاننده رو خيلي دوسشو ن داشتم براتون گزاشتم كه اگه خواستيد دانلود كنيد۰ 

عليرضا افتخاري
افسانه
2-بهشتي
3-بي تو اي آرام جان
4-تا ربودي..
5-دل را ببين

6-پرنده هاي رها

عليرضا افتخاري

 

محمد اصفهاني
1-دلقك
2-زين گونه ام
3-بي تو هرگز
4-اين غم پنهوني من
5-به يادت

6-دلواپسي
7-با من بمون اي همسفر
8-اندكي صبر..
9-ماه غريبستان علي..
10-تا من بديدم روي تو..

11-دخترم دلخوشي بابا..
12-ديدي چه آوري اي دوست
13-خانه دل
14-لبريز..

محمد اصفهاني

مجيد اخشابي

-مهتاب
2-همراز
3-لوح سرنوشت
4-مرز ترديد
5-سيل اشك
6-تيتر روزنامه
7-ستاره ها
8-شقايق

مجيد اخشابي



 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 4:54  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

بهترين دوست اون دوستي كه بتوني باهاش روي يه سكو بشيني و چيزي  نگي و وقتي ازش دور ميشي، حس كني كه بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي.


• ما واقعا تا چيزي رو از دست ندهيم، قدرش رو نمي دونيم. ولي در عين حال تا چيزي رو دوباره به دست نياريم نمي دونيم چي رو از دست داديم.


• اينكه تمام عشقت رو به كسي بدي، تضميني بر اين نيست كه اون هم اين كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش. فقط منتظر باش تا اينكه عشقت آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اينطور نشد، خوشحال باش كه توي دل تو رشد كرده.


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 19:1  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

با آرزوي قبولي طاعات وعبادات شما عزيزان وتبريك فرا رسيدن عيد سعيد فطر

عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت***صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 18:38  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

تو خيال کردی بری دلم برات تنگ ميشه

باغ خونه بی تو خشک و بی رنگ ميشه

فکر ميکردی که بری دلم پر از رنج وغمه

بعد تو رنگ گلها رنگ سياه ماتمه

تو خيال کردی بری دلم برات تنگ ميشه

نميدونستی دلم به سختی سنگ ميشه

فکرنکردی ميتونم تو رو فراموش کنم

مثل بادی بوزم شعلتو خاموش کنم

راه بين من وتو دور ترين فاصله شد

برای به هم رسيدن دلها بی حوصله شد

حالا امروز يگه من اسم تو يادم نمياد

ديگه حتی دل من خاطره هاتم نمی خواد

تو خيال کردی بری دلم برات تنگ ميشه

نميدونستی دلم به سختی سنگ ميشه

فکرنکردی ميتونم تور و فراموش کنم

مثل بادی بوزم شعلتو خاموش کنم

ميدونم توی دلت تلخ ترين گله هاست

حسرت باز شدن کورترينه گره هاست

تو خيال کردی بری دلم برات تنگ ميشه

نميدونستی دلم به سختی سنگ ميشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 3:6  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

منو ببخش عزیز من اگه میگم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو دوختمش
همسفر شعروجنون عاشقترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله اس یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در میزنی؟
این در سرد لعنتی شاید نخواد که وا بشه
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت میکشه
همسفر شعروجنون عاشقترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 3:4  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

 

دبير زيست:عشق مرضي است كه ميكروب آن از راه چشم وارد بدن مي شود.

دبير شيمي : عشق تنها اسيدي است كه در قلب اثر دارد.

دبير ديني : عشق يك مو هبت الهي است كه خداوند بر بندگانش هديه كرده است

دبير رياضي : نسيت عشق به بدن مثل نسبت خون به بدن است.

دبير ادبيات : عشق بايد مثل عشق ليلي و مجنون باشد.

دبير ورزش : عشق يك توپ فوتبال است كه به دروازه هر قلبي اثابت مي كند

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 3:1  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

تو مكه ي عشقي ومن عاشق رو به قبلتم. من اولين قربوني عيداي فطر كعبتم.ميميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم.ميميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم.

هرچي بته بخاطرت كوبوندمو شكونده ام خودمو تو چشم مست تو آتيش زدم سوزونده ام. به عشق ديدن گلم روي تو اينجا موندم به عشق ديدن گلم روي تو اينجا موندم.

بين نماز ظهر وعصرم استخاره كردم خوب اومده مباركه دور سرت بگردم. بين نماز ظهر وعصرم استخاره كردم خوب اومده مباركه دور سرت بگردم.

اگه به من وفا كني حاجتمو روا كني بين تموم عاشقات نذر منو ادا كني. يه كاسه گندم ميريزم تا كفتراتو سير كنن .واست ميميرم اينقدر تا دلتو اسير كنم .به پات ميشينم شبو روز تا با تو عمرو پير كنم. تا با تو عمرو پير كنم.

به مژگان سيه كردي هزاران رخمه در دينم به مژگان سيه كردي هزاران رخمه در دينم آخ بيا كز چشم بيمارت بيا كز چشم بيمارت هزاران درد برچينم.

بين نماز ظهر وعصرم استخاره كردم خوب اومده مباركه دور سرت بگردم. بين نماز ظهر وعصرم استخاره كردم خوب اومده مباركه دور سرت بگردم.

اگه به من وفا كني حاجتمو روا كني بين تموم عاشقات نذر منو ادا كني. يه كاسه گندم ميريزم تا كفتراتو سير كنن. واست ميميرم اينقدر تا دلتو اسير كنم. به پات ميشينم شبو روز تا با تو عمرو پير كنم. تا با تو عمرو پير كنم.

تو مكه ي عشقي ومن عاشق رو به قبلتم. من اولين قربوني عيداي فطر كعبتم.ميميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم.ميميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 2:58  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 11:0  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 11:0  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 10:54  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

 

 ماه اگر بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا ميگرفتم. سنگ اگر بودم به هر جا که بودم سر راه تو قرار ميگرفتم. ماه اگر بودي شبي شايد به صد ناز لب بام من مي نشستي. سنگ اگر بودي به هر جا که بودم مرا مي شکستي. تقديم به زندگيم به هستيم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم شهریور 1384ساعت 10:0  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

شقايق بودي و ديري نماندي

                                   سرود زندگي رانيمه خواندي

زدي برق وخاكستر شدي خاك

                                 عزيزان را به سوگ خود نشاندي

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 21:39  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

 

 ماه اگر بودم به هر جا که بودم سراغ تو را از خدا ميگرفتم. سنگ اگر بودم به هر جا که بودم سر راه تو قرار ميگرفتم. ماه اگر بودي شبي شايد به صد ناز لب بام من مي نشستي. سنگ اگر بودي به هر جا که بودم مرا مي شکستي. تقديم به زندگيم به هستيم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 21:21  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

دوش ديدم وسط كوچه روان- دختركي دلبركي دلبر سيمين بركي خوشكلكي مادركي ديدن آن دلبر جانانه وآن مهوش مستانه كرد مرا چو ديوانه شدم واله روان گفتمش:اي يار فريبا چه قشنگي چه عقيقي-تو نه چاقي نه ضعيفي به چنين حسن و چنين قد دگر مادر گيتي نتوان دختر شايسته بزايد همانگونه كه داني شد آن دلبر جاني ز كلامم عصباني گيرۀ تند زباني ز ره سخت عناني-دو عدد سيلي جانانه بزد صورت من- ليك من از رو نرفتم-عقبش زفتم وآنگه دهن عنچه صفت كرد باز تا بكند فحش‌ آغاز-گفتم:غنچه دهن من فداي دهنت جيغ بزن -داد بزن-هر چه دلت خواست بگو.من نتوانم ز تو دست كشيدن محروم زعشق تو شدن من نتوانم مادر دختر اين بار گفت كه اي كله خر احمق نادان-تو چه شرم و حيايي تو مگر دشمن ماييكه چنين ياوه سرابي-تو يكي آدم بي معني و بي معرفت و بي سرو پايي گفتم اين بار: چشم عاشق نتوان بست كه معشوق نبيند لب بلبل نتوان دوخت كه برگل نسرايد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 4:37  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

دانه فلفل سياه و خال مهرويان سياه          هردو جانسوزند اما اين كجا وآن كجا

شكر هندوستان و شكر مازندران          هر دو شيرينند اما اين كجا وآن كجا

عاشقان شب زنده دارند دزدان هم شب زندهدار          هر دو بيدارند اما اين كجا وآن كجا

دامن آن دخت زيبا وچهره اين پير مرد          هردو چين خورده اند اما اين كجا وآن كجا

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 6:23  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

 

 اگر روزي من مردم و تو مرا دوست داشتي هر پنج شنبه به مزارم بيا گل سرخي برروي قبرم بگذار تا هميشه ان گل سرخ را که به تو داده بودم را به خاطر بياورم.........ولي اگر تو مردي من فقط يک بار بر مزارت مي ايم و ان دسته گل سفيد مريم را که با خون خود سرخ خواهم کرد را برايت هديه ميکنم و عاشقانه در کنارت جان مي سپارم....... تا بداني هيچ وقت تنها نيستي

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 23:15  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  | 

دل اگر يكدل بود صد دل به دل دل ميدهد

                                          دل اگر صد ذل بود كي دل به دل دل ميدهد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 23:23  توسط مرتضی-شیراز-پیش دانشگاهی امام خمینی  |